روى گونسالس دو كلاويخو ( مترجم : مسعود رجب نيا )

202

سفرنامه كلاويخو ( فارسى )

به مقدار زياد در برابر ما نهاده شد و نيز بهر يك از ما خلعتهاى ( زربفت ) پوشانيدند و يك اسب دادند . شهر اندخود در دشتى كه تا دو فرسخ در پيرامون آن را بيشه و موستان و دره‌هاى سرسبز گرفته است قرار دارد . اين سرزمين بسيار پر آب است و جويبارهاى فراوان دارد . پنجشنبهء مذكور در حوالى غروب از اندخود به راه افتاديم و شب را هم در چادرهاى جغتائيان در دشت و كنار نهرى گذرانيديم . اين قبيلهء بخصوص جغتاى مردمى ممتاز و مورد نظر خاص تيمور هستند . آنان اجازه دارند گله - هاى خود را هر جا كه بخواهند بچرانند و هر جا كه بخواهند تخم بكارند و تابستان و زمستان بهر كجا كه ميل داشته باشند بىمانع و سدى بروند . مردم اين قبيله از پرداخت هر گونه خراج و ماليات حكومت آسوده‌اند . در عوض پيوسته آمادهء خدمت در سپاه تيمور هستند و شخصا براى او و بخاطر نگهبانى او ميجنگند . بايد بدانيد كه اين جغتائيان هيچيك در سفر جنگى از زن و فرزند و اغنام و احشام خويش جدا نميشوند . همهء ايشان را بهمراه خود بجنگ مىبرند و همچنان از محلى به محلى كوچ ميكنند . چون اين گونه راه پيمايىها پيش ميآيد ، زنهايى كه بچه‌هاى كوچك دارند آنها را در گهواره‌هاى كوچكى ميگذارند و چون مادر سوار اسب مىشود آن گهواره را هم بجلوى زين خويش با تسمه مىبندد . در حقيقت اين زنان با آنكه نوزادى با خود دارند چنان سبك سوارى ميكنند كه پندارى چيزى با ايشان نيست . مردم بىچيز چادر و بستگان خود را بايد بار شتر كنند . در اين صورت به نوزادان سخت ميگذرد . چون رفتار شتران با اسبان متفاوت است و آنكس كه بر شتر سوار باشد رنجور مىشود . اينك بر سر راه خويش به آن چادر نشينان بيابان گرد رسيديم كه از هر جانب در طلب چراگاه روان بودند . در ميان آنان ميرانديم ، زيرا كه اين ايلات گروههاى عظيمى بودند . چنين به نظر ما ميآمد كه در ميان اينان غرق و محاط شده‌ايم . تا چشم كار ميكرد ازين ايلات ديده ميشد . در آخر هر دو فرسخ